لحظه ای بهار را تصور کن
سال به سال
هر سال
هزار مشق دشوار
بر شبِ تکلیف و ترانه ما تحمیل می شود
چرا...؟
چرا نمی گذارند
کسی در امتحان دشوارِ سرپناه و سایه
قبول شود؟
پریا می پرسد
پریا دختر یکی از کارگران نیشکر تلخاب است.
...
سال به سال
هرسال
صحبت از نفت و چراغ و سپیده دم است
صحبت از سفره گشودن صبح است
صحبت از علاقۀ عجیبی
به اسم عدالت است
اما پرده ها تاریک
پدرها خسته
سفره ها خالی!
روزنامه اعتماد۲۷ اسفند

