کوتاه
تصادف
مرد پاهایش را محکم روی کلاچ و ترمز کوبید و از ایینه ، ماشین پشت سری را پایید. زن فرمان ماشین را دو دستی گرفته بود و نفس نفس میزد. مرد زد دنده یک و راه افتاد. زن آرام پدال گاز را فشار داد. مرد گاز داد و سرعت گرفت. رفت دنده دو. ماشین زن هم سرعت گرفت. مرد دوباره روی کلاچ و ترمز کوبید. زن فوراً ترمز کرد و با صورت به شیشه جلو خورد. مرد قاه قاه خندید. و دوباره راه افتاد. چند بار دیگر هم این کار را کرد. تا اینکه زن توی فرعی پیچید.
مرد ماشین را جلوی خانه پارک کرد و وارد خانه شد. همسرش گوشۀ حیاط نشسته بود و گریه می کرد. با دیدن شوهرش بلند شد و گفت : حمید بدبخت شدیم. مرد متعجبانه پرسید : چرا ؟ همسرش گفت : ماشین بابا رو گرفتم سارا رو ببرم دکتر ، ماشین جلویی سر به سرم گذاشت. دو سه بار الکی ترمز کرد ، منم هول شدم زدم بهش. ماشینش بنز بود . خسارتش زیاد می شه .
